زگهواره تا گور دانش بجوی
نوشته شده در دیدگاه‌تان را بنویسید

فعل نهی غایب

فعل نهی غایب

فعل نهی غایب

در ادامه بررسی مباحث درسی در سایت لرنیان امروز به سراغ فعل نهی غایب در عربی و ادبیات فارسی رفته ایم.با کمک مثال هایی از قرآن کریم و اشعار فارسی این مبحث را برای شما توضیح میدهیم.با ما همراه شوید.

طریقه تشخیص لام امر غایب و لام ناصبه

شیوه های تشخیص لام امر غایب از لام ناصبه به روشهای ذیل است .

1-     آمدن ل با فعل مضارع غایب یا متکلم در اول جمله              لام امر غایب            لِیدرس هولاء التلامیذ

2-    آمدن حروف عطف ( و – ف – ثمَّ ) قبل از ل              لام امر غایب                فلینظر هذا الرجل الی اعماله

3-    آمدن حرف ل بر سر فعل مضارع مخاطب             لام ناصبه                    تکتبون                   لِتکتبوا

4-    ل+ فعل مضارع در وسط یا آخر جمله که بیان کننده علت کار باشد             لام ناصبه                    الصادقُ یعملُ بجدٍ لِیفوزَ فی النهایه

5-    حرف ل اگر برسر اسم آمده باشد نه ناصبه است و نه امر غایب بلکه حرف جر است .             الکتابُ لِلتلمیذ ِ

فعل طلب :خواستن انجام یا عدم انجام کار را طلب گویند . طلب به دو دسته تقسیم می شود فعل امر و فعل نهی

فعل امر غایب : خواستن انجام کار از شخص غایب است . برای ساختن فعل امر غایب حرف لام مکسور را بر سر فعل مضارع غایب و متکلم می آوریم و آخر فعل را مجزوم می کنیم  . این فعل دارای 8 صیغه (6صیغه غایب و دو صیغه متکلم است ) . یسألُ           لِیسأل         . یسألون           لِیسألوا .           در مجزوم کردن صیغه های دارای ضمه ساکن ، صیغه های مثنی و جمع دارای نون ، نون حذف می شود بجز صیغه ششم که مبنی است و تغییر نمی کند .

طرز ساخت فعل نهی

اگر بخواهیم کسی راازانجام کاری منع کنیم ، درواقع نهی از منکر کنیم ازفعل نهی استفاده می کنیم .

 

فعل نهی همانند فعل امر از مضارع مخاطب ساخته میشود وبرای ساخت آن می بایست به شکل زیر عمل نمایید .

 

ابتدا حرف ( لا ) رابرسر فعل مضارع مخاطب قرار دهید .

 

حرف آخر فعل مضارع را همانند فعل امر ساکن نمایید .

 

یادتان باشد در صیغه جمع مونث غایب ( ن ) نشانه جمع زنان است نه علامت رفع یاضمه . پس به آن دست نزنید .

فعل نهی غایب
فعل نهی غایب

اکنون فعل های زیر رابادقت ببینید وبخوانید :

 

لا تذهَبْ : نرو لا تذهبی : نرو(مونث)

 

لاتذهبا : نروید لاتذهبا : نروید

 

لاتذهبوا : نروید لاتذهبـْنَ : نروید

اقسام کلمه در زبان عربي

 ۱- اسمکلمه ای است که دارای معنی مستقلی است ودلالت بر زمان هم نمی کند. مانند جِدار(ديوار)-حديقه(باغ)-هذا-ذلک-نحن

 ۲-فعل: کلمه ای است که دارای معنای مستقلی است ودلالت بر زمان هم می کند. مانند شَرِبَ(نوشيد).

۳-حرف: کلمه است که دارای معنای مستقل نيست ودلالت بر زمان هم نمي کند .مانندفی (در).

نکته: ضماير همگی جزء اسم ها محسوب می شوندمانند انتَ-هو-هی

مهمترين تفاوت های اسم و فعل چيست؟

۱- اسم می تواند تنوين بگيرد مانند کتاباً ولی فعل هرگز تنوين نمی گيرد

۲- اسم می تواند اَل بگيرد مانند البيت ولی فعل اَل نمی گيرد.

۳- هر کلمه ای که آخر آن (ه)باشد اسم است مانند محفظه(کيف)پس هيچ فعلی آخر آن حرف(ه)نيست

پس هر کلمه ای که (اَل) يا تنوين داشته باشد اسم است.

در عبارت زير اسم –فعل -حرف را مشخص کنيد.

قَطَعتُ  هذه المسافهِ البعيدهِ لزيارهِ حبيبی “

 اين مسافت طولانی را برای زيارت مجبوبم طی کردم

نوشته شده در دیدگاه‌تان را بنویسید

فعل امر عربی

فعل امر عربی

فعل امر عربی

سلام به شما دانش آموزان و دوستداران علم و دانش در این بخش از مقالات لرنیان به فعل امر عربی می پردازیم. ضمن سپاس از توجه تان دعوت می کنیم با ماهمراه باشید.

فعل امر:فعلي است که بر دستور وفرمان به انجام يک کار دلالت مي کند.

براى ساخت فعل امر مي بايست از صيغه ي مضارع مخاطب استفاده نماييم.

مراحل:1)حرف مضارعه(ت) حذف مى شود. 2) آخر فعل مجزوم مى شود يعني اگر آخر فعل ضمه داشت، ضمه تبديل به ساکن ميشود و اگر آخر فعل نون داشت،نونِ آخر حذف ميشود ،البته بجز نون ِجمع مؤنث که باقي ميماند وحذف نميشود.

3)حالا اگر بعد از حذف (ت) ، اولِ فعل ساکن باشد،يک همزه به اول آن اضافه ميکنيم.که حرکت همزه کسره ميباشد مگر اينکه حرکت عين الفعل (ضمه) باشد که در اين صورت حرکت همزه نيز ضمه خواهد بود.

مثال:تَکتُبينَ فعل امرش ميشود: اُکْتُبي

تَذْهَبُ ميشود: إذْهَبْ / تَذْهَبْنَ مي شود: إذْهَبْنَ

فعل امر:فعلی است که بر دستور وفرمان به انجام یک کار دلالت می کند.

براى ساخت فعل امر می بایست از صیغه‌ی مضارع مخاطب استفاده نماییم.

مراحل:

1)حرف مضارعه(ت) حذف مى شود.

2) آخر فعل مجزوم مى شود یعنی اگر آخر فعل ضمه داشت، ضمه تبدیل به ساکن میشود و اگر آخر فعل نون داشت،نونِ آخر حذف میشود ،البته بجز نون ِجمع مؤنث که باقی میماند وحذف نمیشود.

3)حالا اگر بعد از حذف (ت) ، اولِ فعل ساکن باشد،یک همزه به اول آن اضافه میکنیم.که حرکت همزه کسره میباشد مگر اینکه حرکت عین الفعل (ضمه) باشد که در این صورت حرکت همزه نیز ضمه خواهد بود.

مثـــــــال: تَکتُبینَ فعل امرش میشود: اُکْتُبی

تَذْهَبُ میشود: إذْهَبْ / تَذْهَبْنَ می شود: إذْهَبْنَ

1- فعل امر از صیغه های مضارع مخاطب ساخته میشود .

2- حذف حرف مضارع از اول آن .

3- آوردن ( ا همزه ) برسرآن به جای حرف مضارع .

4- تعیین حرکت همزه با توجه به عین الفعل .

5- ساکن کردن حرف آخر .

نکات کلیدی :

عین الفعل : حرف دوم از حروف اصلی کلمه است . برای مثال : ذهبَ که (هـ) عین الفعل است .

در صیغه های مثنی وجمع مذکر مخاطب و مفرد مؤنث مخاطب ساکن کردن حرف آخر با حذف نون (ن ) انجام

میشود .

اگر عین الفعل ما (فتحه یا کسره ) بود حرکت همزه ( کسره ) میباشد . واگر عین الفعل ما ( مضموم ) بود

حرکت همزه ( ضمه ــُـــ ) میباشد .

مثال : تذهبینَ «ذهبین > اذهبینَ> اِذهبینَ> اِذهبی

حالا تمرین کنید :

معنی این کلمات را به عربی بگویید :

بنشین .

بلند شوید .

برای ساخت فعل امر:

اولین کاری که می‌کنیم حذف حروف مضارعه از اول این فعل ها است که با رنگ قرمز نوشته شده. پس از اینکه حروف مضارعه تَ را از اول این فعل ها حذف کردیم، به ابتدای آن اِ اضافه می‌کنیم و سومین مرحله این است که به سومین حرف تَفعَلُ و تَفعَلینَ نگاه می‌کنیم. 

 اگر سومین حرف آن فتحه و کسره باشد به الف همزه -ِ (کسره) اضافه می‌کنیم و اگر سومین حرف آن ضمه باشد به الف همزه -ُ (ضمه) اضافه می‌کنیم و در آخر در تَفعَلُ ، روی لام ،ضمه را تبدیل به ساکن می‌کنیم و درتَفعَلینَ ، “ی” و “ن” آخرش آمده که “ن” را از آخرش حذف می‌کنیم.

اِفعَل: انجام بده (برای مذکر)

اِفعَلی: انجام بده(برای مونث)

نوشته شده در دیدگاه‌تان را بنویسید

انواع واو در عربی

انواع واو در عربی

انواع واو در عربی

در این مقاله از سایت لرنیان قصد داریم برای شما همراهان گرامی ، به بررسی انواع واو در عربی بپردازیم با ما همراه شوید.

و حرف سی‌ام در الفبای فارسی، حرف بیست‌وششم در الفبای عربی و ششمین حرف از حروف الفبای عبری است. نام این حرف «واو» است. این حرف از حروف ربط نیز می‌باشد.

دستور زبان هاي عربي و فارسي دري، کاربردهاي ويژه اي دارد و خصوصيات مختص به خود را داراست. علم نحو در ميان زبان هاي عربي و فارسي دري نيز کاربردهاي ويژه اي دارد و خصوصيات مختص به خود را دارا است. نحو يک اصطلاح قديمي است که با قواعد دستوري زبان از آغاز سخن گويي و دستورنگاري زبان ها با هم ارتباط تنگاتنگي داشته است. حرف «و» در نثر و شعر قابل درک است. هرگاه به کلمات يا جملات عربي و فارسي، از ديد دستوري نگاه شود، ارزش بررسي آن توسط علم صرف و علم نحو مشخص مي شود.

حرف واو يکي از حروف مشترک در ميان هر دو زبان است که در ترکيب جملات از ديدگاه دستوري نقش آفريني مي-کند. اين نقش آفريني در دستور باعث زيبايي کلام و متين بودن آن مي گردد. ميان واو در دستور زبان عربي و زبان فارسي دري شباهت ها و تفاوت هايي وجود دارد. از آنجا که علم نحو يکي از علوم اساسي در هر دو زبان است و گونه هاي مختلف و کاربرد وسيع در دو زبان فارسي دري و زبان عربي دارد، در اين پژوهش بر آن شديم تا با استفاده از کتب معتبر در اين زمينه به بررسي انواع واو و کاربرد آن در دو زبان فارسي دري و عربي بپردازيم.

انواع واو در عربی
انواع واو در عربی

انواع واو در عربی

  • قسم :«با»، «واو» و «تا» حروف قسم هستند که با اضافه شدن حروف یاد شده بر لفظ الله یا دیگر الفاظ مختص به خدا منعقد مى‌گردد.
  • رُبّ
  • واو معیت:
  • عطف : بین دو واژه که نقش یکسان دارند می‌آید.
  • استیناف :  بازنگری، واخواست
  • حالیه : حالت وقوع كار را بيان مى‌كند.
  • زائده
  • لصوق
  • ثمانیه

« واو» حالیه

اگر واو در وسط قرار گیردوبعد از آن یکی از کلمات زیر قرار گیرد

1-       «ضمیر منفصل»

2-       « قد »

3-       حرف نفی « لم ، لمّا ، ما »

4-       «إن و لو بدون جواب شرط»

5-       جمله إسمیه (در صورتیکه بتوانیم « واو» را در حالیکه معنی کنیم)

و قبل « واو» اسم معرفه باشد « واو» حالیه نام دارد ومعنی در حالیکه میدهد

1-       مثل: جاءت فاطمة و هی باکیةً

2-       مثل: جاءت فاطمة و قد بکت

3-       مثل :جاءت فاطمة و لم تطلع الشمس

4-       مثل: ذهبت‌‌‌‌‌‌ فاطمة الی المدرسه و إن کانت مریضة

5-       مثل : جاءت فاطمة و الشمس طالعة

راه شناخت «واو» عطف

اگربعد از واو  یکی از موارد زیر قرار گیرد

1-       اسم مفرد بیاید (اعرابش مثل اسم قبل از واو باشد)

2-       فعل ماضی( بدون قد)

3-       فعل مضارع(بدون قد)

4-       جمله اسمیه (در صورتیکه نتوانیم « واو» را در حالیکه معنی کنیم)

آن «واو» حرف عطف است

1-       مثل :جاء علیٌّ و حمیدٌ من السوق

2-       مثل: جاء علی من المدرسه و کتب درسه

3-       مثل: یجلس علی الکرسیّ و یطالع درسه

4-       مثل: المؤمن بشره فی وجهه و حزنه فی قلبه

 الحال: هی الواو الداخله على جمله اسمیه أو فعلیه مسبوقتین بمعرفه مثل: «زارنی أخی وهو مسرور».
المعیه: هی الواو التی بمعنى (مع) مثل: “سرت واللیل”.
الإشباع: هی الواو الواقعه بعد ضمیر الرفع (التاء المتحرکه) أو بعد ضمیر النصب (کاف الخطاب) أو ضمیر نصب مثل: “هل أدیتم الواجب وفهمتموه؟ وهل ناقشناکموه؟”.
الواو الزائده: هی أحد حروف الزیاده المجموعه فی قولک (سألتمونیها).
العطف: هی الواو العاطفه جمله على جمله أو العاطفه مفردا على مفرد مثل: “محمد حاضر وعلی غائب” ومثل “حضر محمد وفهد”.

نوشته شده در دیدگاه‌تان را بنویسید

تشبیه بلیغ اسنادی

تشبیه بلیغ اسنادی

تشبیه بلیغ اسنادی چیست

در این مقاله از سایت لرنیان قصد داریم برای شما همراهان گرامی ، به بررسی تشبیه بلیغ اسنادی بپردازیم با ما همراه شوید.

تشبیه، در علم بیان مانند کردن چیزی است به چیزی دیگر. تشبیه مانندگی مبتنی بر کذب است یا با اغراق همراه است؛ یعنی باید دو چیز را که در واقع به یکدیگر شبیه نیستند یا شباهتی آشکارا ندارند را، به هم مانند کنیم. در تشبیه، نویسنده یا شاعر شباهتی را ادعا و برقرار یا آشکار می‌کند؛ بنابراین، تشبیه جمله‌ای است که تمام ارکان تشبیه را داشته باشد اما مبتنی بر صدق باشد- چون مخیل نیست، تشبیه نیز به حساب نمی‌ آید.

اگر ادات و وجه شباهت از یک تشبیه حذف شود به آن تشبیه بلیغ گوییم. علت نامگذاری این تشبیه به بلیغ این است که اگر تنها مشبّه و مشبّه‌ٌبه ذکر شود، این معنی در ذهن آدمی نقش می‌بندد که بین این دو اتحاد وجود دارد و یکی بر دیگری برتری ندارد. در این صورت مشبّه تا سطح مشبّه‌ٌبه بالا می‌رود و این مبالغه در در قدرت تشبیه است.

گفتیم تشبیه دارای چهار پایه است.

اگر ادات و وجه شباهت از یک تشبیه حذف شود به آن تشبیه بلیغ گوییم.

 نمونه

 تو دِی ماهی و آن دلبر بهار است

رسیدن۫تان به هم دشوار کار است

فخرالدین اسعد گرگانی

در مثال بالا دو تشبیه داریم که در هر دو ادات و وجه. شباهت حذف شده است. و مثال دارای دو تشبیه بلیغ است.

در تشبیه اول شاعر مخاطب خود را به دی ماه تشبیه کرده است و وجه شباهت آن را نیاورده است. از مشخصات بارز دی ماه زرد بودن و پائیزی بودن و یک حالت مرگ را در خود به خواننده واگذار کرده است و این ابهام در شباهت و اجبار به تفکر یک زیبایی خاصی به شعر داده است.

اصل تشبیه اول : تو مثل دی ماه رنگ پریده و زرد هستی.

اصل تشبیه دوم : آن دلبر مثل بهار سر سبز و شاد است.

تشبیه بلیغ دو نوع است:

1 ـ تشبیه بلیغ غیر اضافی

2 ـ تشبیه بلیغ اضافی

تشبیه بلیغ اسنادی
تشبیه بلیغ اسنادی

غیر اضافی :(استنادي)

گاهی اوقات ادات و وجه شباهت حذف می شوند بدون اینکه جای مشبه و مشبه به عوض شود که به آن تشبیه بلیغ غیر اضافی می گوییم.

تو دی ماهی وآن دلبر بهار. رسیدنتان به هم دشوار کار
در مثال بالا تو تشبیه وجود دارد که ادات تشبیه و وجه شبه در آنها حذف شده است.پس دو تشبیه بلیغ در مثال بالا آمده است.
در شعر بالا شاعر مخاطب خودرا. به پاییز تشبیه کرده که مشخصات آشکار. دی یعنی زرد بودن برگها وحالت پاییزی بودن. را در شعر خود آورده است. که منظورش مرگ یا رنگ پریدگی صورت است.
اصل تشبیه اول:تو مثل دی ماه رنگ پریده وزرد هستی.
اصل تشبیه دوم:دلبر مثل بهار سرزنده وشاد است.
*گاهی اوقات هم وجه شبه وادات تشبیه حذف می شوند ولی جای مشبه ومشبه به تغییری نمی کند که به آن تشبیه بلیغ غیر اضافی می گویند.

تشبیه بلیغ

     چو دریای خون شد همه دشت و راغ                  جهان چون شب و تیغ ها چون چــراغ

     تو سرو جویباری ، تو لاله ی بهاری                  تو یار غمگساری ، تو حــور دلــربایی

   دست از مس وجود چو مردان ره بشوی              تا کیمیــای عشــق یــابــی و زر شــوی

تشبیه بلیغ گاهی به صورت اضافه ی تشبیهی می آید. مثال :

 درختِ دوستی ( مشبه به ، مشبه) کتابِ عمر ( مشبه به ،مشبه)

 لب ِ لعل ( مشبه ، مشبه به)  قامت ِ سرو ( مشبه ،مشبه به)

نکته  : هرگاه در تشبیه بلیغ(تشبیهی که. فقط از مشبّه ومشبّه به تشکیل شده)  ، یکی از طرفین .تشبیه ( مشبّه یا مشبّه به ) به دیگری اضافه .( مضاف الیه) ‏شود . به آن « اضافه ی تشبیهی ». یا « تشبیه بلیغ اضافی » می گویند .

مثال :       صبح امید که بد معتکف پرده ی غیب                    گـو بـرون آی که کـار شب تـار آخـر شد ‏

توضیح : امید به صبح تشبیه شده و غیب به پرده . ‏

ترکیباتی مثل : درخت دوستی ، همای رحمت ، لب لعل ، کیمیای عشق ، خانه ی دنیا ، فرعون تخیل ، نخل ‏ولایت و … اضافه ی تشبیهی محسوب می شوند .

نوشته شده در دیدگاه‌تان را بنویسید

مبالغه در عربی

مبالغه در عربی

مبالغه در عربی

اسم مبالغه نيز مانند صفت مشبهه، قاعده و وزن مشخصى ندارد .در این مقاله از سایت لرنیان در رابطه با مبالغه در عربی بیشتر با شما همراهان گرامی صحبت خواهیم کرد.

اسم مبالغه در عربی یازدهم

اسم مبالغه

 همان گونه که از نام آن پیداست بر کسی دلالت دارد که یک ویژگی و صفتی بیش از حد در او وجود داشته باشد یا آن که بیش از حد در او وجود داشته باشد یا آن که بیش از حد به کاری بپردازد مانند: علّام (بسیار دانشمند) / حمّال  (بسیار بار کشنده)

چگونه اسم مبالغه را بشناسيم؟

    راه شناخت اين گونه اسم ها آسان است ، چون مانند صفت هاي مشبهه داراي اوزان معيني هستند . كه وقتي آن وزن ها را ياد بگيريم ، مي توانيم اسم هاي مبالغه را تشخيص دهيم ؛ فراموش نكنيم كه يادگيري معاني كلمات هم كمك فرواني به ما در تشخيص اسم هاي مشتق ، مي نمايند.

اسم مبالغه که میدونیم بر بسیاری صفت و انجام کار دلالت داره که دوتا وزن مهمی مه داره فعّال و فعّالة هستش
مثلاً:کذّاب(بسیار دروغگو)
دقت کنید وقتی کذّاب که بر وزن فعال هس بر وزن فعالة بیاد و بشه کذابة اون(ة)تای تأنیث نیس بلکه داره بسیاری و زیادی اون صفت رو بیان میکنه
ینی:کذابة:بسیاربسیار دروغگو
و اینکه همونطور که تو پایه یازدهم هس بعضی از کلمات یا همون صفات اسم مبالغه نیستن و بر شغل یا ابزار دلالت داره
مثلاً:خبّاز بر وزن فعال به معنی نانوا
یا سیّارة بروزن فعالةبه معنی خودرو

اسم مبالغه

 همان گونه که از نام آن پیداست بر کسی دلالت دارد که یک ویژگی و صفتی بیش از حد در او وجود داشته باشد یا آن که بیش از حد در او وجود داشته باشد یا آن که بیش از حد به کاری بپردازد مانند: علّام (بسیار دانشمند) / حمّال  (بسیار بار کشنده)

 

درباره وزن سماعی پیش از این در بحث ثلاثی مزید 1 توضیح داده ایم، اوزان سماعی یعنی این که بنابر آنچه از اعراب به ما رسیده و شنیده ایم، قاعده را پیاده می کنیم و به کار می بریم.

اسم مبالغة

یکی دیگر از مشتقات است که معنای موجود بودن زیاد یک صفت در دارنده ی آن صفت را می دهد. و دارای چند وزن می باشد که در کتاب عربی اول تنها دو وزن فَعّال و فَعّالة اشاره شده است.

1.       فَعّال : مانند غَفّار به معنی بسیار آمرزنده

2.       فَعّالة : مانند عَلّامة به معنی بسیار دانا

مبالغه در عربی
مبالغه در عربی

 

نکته

1.       اسم فاعل دلالت بر صفت ندارد بلکه نشان دهنده کننده ی کار است مانند غافر یعنی کسی که آمرزیده است ولی اسم مبالغة صفت است مانند غفّار بسیار آمرزنده

2.       صفة مشبه و اسم مبالغة هر دو صفت هستند ولی اسم مبالغة در معنی بیش از صفة مشبهة است

مانند علیم به معنی دانا و علّامة به معنی بسیار دانا

 مهم ترين وزن هاي « اسم مبالغه » عبارتند از:

       1- فَعّال : سَـتّار ، كَـذّاب ، غَـفّار، جَـبّار

       2- فَعول : رَؤُوف ، غَـفوُر، صَدوُق

       3- فَعّالة : عَلّامَـة ، فَـهّامَـة ، كَذّابـة ، اَمّارَ ة ، لَـوّامَـة

نكته ي بسيار مهم : در صفت مشبهه و اسم مبالغه  وزن ( فَعيل ) وجود دارد ، براي تشخيص اين وزن كه صفت مشبهه است و يا اسم مبالغه بدين صورت عمل مي كنيم : اگر از وزن فعيلي كه آمده است توانستيم اسم فاعل بسازيم آن وزن فعيل ، اسم مبالغه مي باشد وگر نه صفت مشبهه است .

 نكته مهم  :

1- در عربي معمولاً شغل ها بر وزن « فَعّال » مي آيند ، مانند : بَقّال ، قَصّاب ، عَطّار  بزّاز و . . .

2- نشانه ي تاي گرد در وزن « فَعّالة » بر مؤنث دلالت نمي كند ، بلكه به كثرت و زيادي صفت دلالت دارد ، مانند :  عَلّامة :  بسيار داننده  ، كَذّابة : بسيار دروغگو

3- صفت مشبهه و اسم مبالغه شباهتشان اين است كه هر دو به عنوان صفت به كار مي روند ، صفت مشبهه حالت پايدار و دائمي دارد ولي اسم مبالغه به زياد بودن يك صفت در انسان يا بسيار پرداختن بدان ، دلالت مي كند ؛ مانند : صفت مشبهه = خَشِن (خشمناك) ، شَريف ( انسان باشرف )

اسم مبالغه  = سَتّار ( بسيار پوشاننده ) ، علّامة ( انسان بسيار دانا ) ، « أمّارة »  ( بسيار امر كننده )

نوشته شده در دیدگاه‌تان را بنویسید

تشبیه بلیغ اسنادی چیست

تشبیه بلیغ اسنادی چیست

تشبیه بلیغ اسنادی چیست

در این مقاله از سایت لرنیان قصد داریم برای شما همراهان گرامی ، به بررسی تشبیه بلیغ اسنادی چیست بپردازیم با ما همراه شوید.

تشبیه، در علم بیان مانند کردن چیزی است به چیزی دیگر. تشبیه مانندگی مبتنی بر کذب است یا با اغراق همراه است؛ یعنی باید دو چیز را که در واقع به یکدیگر شبیه نیستند یا شباهتی آشکارا ندارند را، به هم مانند کنیم. در تشبیه، نویسنده یا شاعر شباهتی را ادعا و برقرار یا آشکار می‌کند؛ بنابراین، تشبیه جمله‌ای است که تمام ارکان تشبیه را داشته باشد اما مبتنی بر صدق باشد- چون مخیل نیست، تشبیه نیز به حساب نمی‌ آید.

اگر ادات و وجه شباهت از یک تشبیه حذف شود به آن تشبیه بلیغ گوییم. علت نامگذاری این تشبیه به بلیغ این است که اگر تنها مشبّه و مشبّه‌ٌبه ذکر شود، این معنی در ذهن آدمی نقش می‌بندد که بین این دو اتحاد وجود دارد و یکی بر دیگری برتری ندارد. در این صورت مشبّه تا سطح مشبّه‌ٌبه بالا می‌رود و این مبالغه در در قدرت تشبیه است.

تشبیه بلیغ اسنادی چیست

تشبیهی که در آن «مشبهٌ به» به «مشبه» اسناد داده می شود؛ مانند: علم نور است.

یعنی مشبه و مشبه به بدون کسره و به وسیله ی فعل اسنادی (=ربطی) به هم ربط داده می شوند. فعل اسنادی عبارت اند از: است، بود، شد، گردید، کشت، باشد و ..

مثال : «تو دی ماهیّ و آن دلبر بهار است»

گفتیم تشبیه دارای چهار پایه است.

اگر ادات و وجه شباهت از یک تشبیه حذف شود به آن تشبیه بلیغ گوییم.

 نمونه

 تو دِی ماهی و آن دلبر بهار است

رسیدن۫تان به هم دشوار کار است

فخرالدین اسعد گرگانی

در مثال بالا دو تشبیه داریم که در هر دو ادات و وجه شباهت حذف شده است و مثال دارای دو تشبیه بلیغ است.

در تشبیه اول شاعر مخاطب خود را به دی ماه تشبیه کرده است و وجه شباهت آن را نیاورده است. از مشخصات بارز دی ماه زرد بودن و پائیزی بودن و یک حالت مرگ را در خود به خواننده واگذار کرده است و این ابهام در شباهت و اجبار به تفکر یک زیبایی خاصی به شعر داده است.

اصل تشبیه اول : تو مثل دی ماه رنگ پریده و زرد هستی.

اصل تشبیه دوم : آن دلبر مثل بهار سر سبز و شاد است.

تشبیه بلیغ اسنادی چیست
تشبیه بلیغ اسنادی چیست

تشبیه بلیغ دو نوع است:

1 ـ تشبیه بلیغ غیر اضافی

2 ـ تشبیه بلیغ اضافی

غیر اضافی :(استنادي)

گاهی اوقات ادات و وجه شباهت حذف می شوند بدون اینکه جای مشبه و مشبه به عوض شود که به آن تشبیه بلیغ غیر اضافی می گوییم.

نمونه :

رخسارش همچون گل زیباست =====>  رخسار گل

اضافی :

گاهی بعد از حذف وجه شباهت و ادات جای مشبه و مشبه به عوض می شود که به آن تشبیه بلیغ اضافی یا اضافه ی تشبیهی می گوییم.

نمونه:

رخسارش همچون گل زیباست =====>  گل رخسار

تشبیه اضافی یعنی تشبیهی که یک ترکیب هست.و هم میتونه موصوف و صفت و هم مضاف و مضاف الیه باشه.و به روش ضربدری میشه مشبه و مشبه به شو مشخص کرد.مثلا چشمه معرفت:روش ضربدری یعنی اینکه کلمه دوم جایگزین کلمه اول شه بعد صفت مشترک مشبه به رو به عنوان وجه شبه مشخص کنیم.پس چشمه معرفت میشه:معرفت چون چشمه جوشان است.به این نوع تشبیه میگن تشبیه اضافی.
خوب تشبیه کامال به تشبیه میگن که 4 رکن اصلی یعنی مشبه.مشبه به.وجه شبه.ادات تشبیه.رو داشته باشه و هیچ چیزی ازش حذف نشده باشه و این نوع تشبیه اسون ترین نوع تشبیه هست.
تشبیه اسنادی به تشبیهی میگن که در اون فعل اسنادی یعنی:است،بود،شد،گشت،گردید.توش باش.برای مثال دوست خوب کیمیا است.اسم این تشبیه تشبیه بلیغ اسنادی هست.بلیغ یعنی تشبیهی که توش وجه شبه و ادات تشبیه حذف شده و وجه شبه باید از روی صفت ثابت مشبه به مشخص کرد.پس اون جمله هم بلیغ بود و هم اسنادی چون فعلش است بود.

نوشته شده در دیدگاه‌تان را بنویسید

تقطیع هجایی چیست

تقطیع هجایی چیست

تقطیع هجایی چیست

در این مقاله از سایت لرنیان قصد داریم برای شما همراهان گرامی ، به بررسی تقطیع هجایی چیست بپردازیم با ما همراه شوید.

تقطیع هجایی چیست

همان‌طور که در ابتدا گفتیم، وزن شعر مربوط به آن چیزی است که تلفظ می‌کنیم و به گوشمان آهنگین به نظر می‌رسد. در زبان فارسی، مانند اغلب زبان‌های دنیا، نگارش و تلفظ یکسان نیست. بنابراین، برای شناخت وزن شعر فارسی باید سراغ واحدهای آوایی زبان برویم. این واحدهای آوایی همان هجاهایی است که در دوران مدرسه انجام می‌دادیم و به آن «بخش کردن» می‌گفتیم. دست چپ و راستمان را بالا و پایین می‌کردیم و مثلاً چنین می‌گفتیم: «آ  سِ  مان  آ بی  اَست»

انواع تقطیع شعر ( تقطیع هجایی – تقطیع به ارکان)

ادامه مبحث وزن شعر فارسیبه زبان ساده

تقطیع:

تقطیع یعنی قطعه قطعه کردن شعر به هجاهای کوتاه و بلند.

در مبحث قبل درباره هجا و انواع آن بحث کردیم و گفتیم که هجاهای کوتاه را با نشانه  U  و هجاهای بلند را با نشانه ـــ مشخص می کنیم.

حال مصراع زیر را برای نمونه تقطیع هجایی می کنیم.

 تــــــوانا   بـــود  هر   که  دانا    بود

  U ــ ــ    U  ـــ  ـــ   U ـــ ــــ   U ـــ

اگر به شکل هجا توجه کنیم میبینیم که تقطیع هجایی از یه نظم خاصی برخوردار است که با جدا کردن هجاها به سه یا احیانا چهار حرف،  میتوان به وزن مورد نظر رسید.

توجه1:  در تقطیع شکل ملفوظ کلمات مورد نطر است نه شکل مکتوب کلمات.مثلا کلمه ی خواهش به صورت خاهش خوانده و تقظیع میشود.

توجه2 :

در تقطیع هجایی تمام کلمات مصراع در رابطه با هم در نظر گرفته میشوند نه تک تک کلمات بصورت مجزا.

پس از تقظیع شعر به هجاها ی کوتاه و بلند، نوبت به تقطیع به ارکان ( رکن بندی) می رسد.

برای تعیین وزن یک شعر چهار قاعده باید در نظر گرفت:

1) درست خواندن شعر و درست نوشتن آن

طاعت آن نیست که بر خاک نهی پیشانی      صدق پیش آر که اخلاص به پیشانی نیست

را وقتی درست بخوانیم (طاعت آن) به صورت (طاعتان) تلفظ میشود. در تعیین وزن شعر باید خط را تا ممکن است به صورت ملفوظ نزدیک کرد این خط ،خط عروضی نام دارد.در نوشتن شعر به خط عروضی رعایت چند نکته لازم است:

1)اگر در فصیح خواندن شعر همزه ی آغاز هجا (وقتی قبل آن صامتی باشد)تلفظ نشود در خط نیز همزه را باید حذف کرد چنان که در شعر فوق (طاعت آن) با حذف حمزه به صورت (طاعتان) تلفظ می شود

2)در خط عروضی باید حرکات(مصوت های بلند) گذاشته شود(حرکاتی مانند مصوت بلند همیشه دومین حرف هجا است). کلماتی مانند (تو) (دو) به صورتی تلفظ میشوند باید نوشته شوند

تقطیع هجایی چیست
تقطیع هجایی چیست

نکات

3)حروفی که در خط هست اما به تلفظ در نمی آید در خط عروضی حذف میشود. مانند(خویش) که به این صورت نوشته می شود( خیش)

4)قبلا گفتیم که مصوت دومین حرف هجا است لذا حروف (و) (ا) وقتی دومین حرف هجا است مصوت هستند و دو حرف به حساب می اید به عنوان مثال (سار)

5)حرفی که به صورت مشدد تلفظ شود باید به صورت دو حرف نوشته شود مانند عزت که باید به صورت عززت نوشته شود

2) تقطیع هجایی: یعنی تجزیه ی شعر به هجا ها و ارکان عروضی و نخست تقیع هجایی می پردازیم و سپس به تقطیع به ارکان.

هجا

منظور از تقطیع هجایی مشخص کردن هجاهایی شعراعم از کوتاه،بلند و کشیده است.برای این کار ابتدا باید هجاهای شعر را به دقت جدا،و مرز هر هجا را با خط عمودی کوتاهی مشخص کرد مانن شعر زیر:

م/رن/جان/د/لم/را/ک/این/مر/غ/وح/شی

ز/با/می/ک/بر/خا/ست/مش/کل/ن/شی/ند

بلند بودن هجا آخر مصراع:آخرین هجا آهر مصراع بلند است و شاعر می تواند به جای آن هجا کشیده کوتاه بیاورد مثلا در شعر سعدی:

سرو را مانی و لیکن سرو را رفتار نه

ماه را مانی و لیکن ماه را گفتار نیست

گر دلم از شوق تو دیوانه شد عیبش مکن

بی نقصان و زر بی عیب وگل بی خوار نیست

آخرین هجا در مصراع اول کوتاه و در مصراع دوم وچهارم کشیده است بی آنکه موجب اختلافی در وزن شود. پس در پایان مصراع فرقی میان هجا کشیده و بلند نیست و همیشه بلند به حساب می آید(در اوزان دوری همین مصداق حکم می کند)هیچ یک از شاعران میان این سه نوع هجا در پایان مصراع فرقی نمی گذارند و هجای کشیده و کوتاه را در حکم هجا بلند می گیرند اما در عروض سنتی به غلط میان هجا بلند و کشیده در پایان مصراع فرق می گذارند.

نوشته شده در دیدگاه‌تان را بنویسید

صامت و مصوت در ادبیات

صامت و مصوت در ادبیات

صامت و مصوت در ادبیات

در مقاله امروز سایت لرنیان صامت و مصوت در ادبیات را بررسی خواهیم کرد.برای معرفی صامت و مصوت مثال های بسیاری خواهیم زد و آن را در زبان انگلیسی نیز بیان خواهیم کرد.با ماهمراه شوید.

واج چیست؟

گفتیم که حروف الفبای فارسی برای بیان آواهای زبان فارسی به کار می‌روند. به هریک از این آواها «واج» (Phoneme) می‌گوییم. به طور دقیق‌تر، واج کوچک‌ترین واحد صوتی زبان است که توانایی تغییر در معنا را دارد. مفهوم توانایی تغییر در معنا را با یک مثال روشن می‌کنیم. دو واژه «سیب» و «جیب» را در نظر بگیرید. همان‌طور که می‌بینیم، تغییر واج «س» به «ج» معنای کلمه را تغییر داده است. همچنین، تغییر ضمه در «پُر» به فتحه، کلمه «پَر» را می‌سازد که معنایی متفاوت دارد.

نکته: حرف مربوط به نوشتار است و واج به گفتار.

واج‌ها را می‌توان در دو دسته قرار دارد: واج‌های صامت یا همخوان و واج‌های مصوِّت یا واکه. در ادامه، این واج‌های  و مصوت را معرفی خواهیم کرد. پیش از آن، بهتری است با چند اصطلاح آشنا شویم.

دستگاه تولید واج که شامل لب‌ها، لثه، دهان، نای و… را «واجگاه» یا به اصطلاح قدما «مخرج» می‌گویند. هر واجی که تولید می‌شود، واجگاه خاص خود را دارد. برای مثال، اگر به تلفظ واج «د» دقت کنیم، می‌بینیم که این واج زبانی-دندانی است، زیرا برای ادای آن نوک زبان با دندان‌ها برخورد می‌کند.

نکته

صامت به آن گروه از آواهای گفتاری گفته می شود که در ادای آنها جریان هوا پس از گذشتن از نای گلو، در نقطه ی میان گلو و لب ناگهان براثر مانعی متوقف می شود و با فشار از تنگنایی می گذرد یا از خط میانه ی دهلیز دهان منحرف می شود و یا یکی از اعضای گفتار بالاتر  از گلو را به اهتزاز در می آورد. 

نکاتی در خصوص صامت و مصوت در زبان فارسی

"<yoastmark

صامت

 به آن گروه از آواهای گفتاری گفته می شود که در ادای آنها جریان هوا پس از گذشتن از نای گلو، در نقطه ی میان گلو و لب ناگهان براثر مانعی متوقف می شود و با فشار از تنگنایی می گذرد یا از خط میانه ی دهلیز دهان منحرف می شود و یا یکی از اعضای گفتار بالاتر  از گلو را به اهتزاز در می آورد. شماره ی صامت ها در زبان فارسی لهجه ی مرکزی 23 است که عبارتند از :

 ء ب پ ت ج چ خ د ر ز ژ س ش ف ق ک گ ل م ن و هـ ی.

برای نشان دادن برخی از صامتها، چند نشانه (= حرف) به کار می بریم. مثلاً  ز ذ ض ظ  چهار نشانه ی متفاوت هستند که برای نشان دادن یک واج صامت به کار می بریم. مجموعه نشانه هایی (حرف ها) را که برای نشان دادن واج های ِ صامت به کار می بریم، در جدول صفحه بعد، به ترتیب معمول، همراه با  آنها ، می آوریم :

مصوَّت (واکه)

مصوت (واکه) آوایی است که با لرزش تارآواها از گلو بیرون می آید و هنگام آدای آن دهان گشاده می ماند، چنانکه جریان هوا می تواند از گلو تا لب آزادانه بگذرد . 

نكته هاي بسيار مهم:

نكته ي1)((ها))ي بيان حركت(((ها))ي غير ملفوظ) در حكم يك مصوت كوتاه است.

مثال:       خانه:خ ا ن ‌‌ ِ ــه

             سوره:س و ر  ِ ه        در اين دو مثال ((ها)) ي بيان حركت در حكم مصوت كوتاه

نكته ي2)و معدوله(تغيير كرده):اين و ويژه ي واژه هاي فارسي است و نوشته مي شود امّا خوانده نمي شود و در واج شماري محاسبه نمي شود.

خواهر: خ ا هـ  َ ر          خواست: خ ا س ت          خوار: خ ا ر          خواهش:خ ا هـ  ِ ش

خوارزم: خ ا ر  َ ز م        خواب: خ ا ب                 خواندن:خ ا ن د  َ ن          خواليگر:خ ا ل ي گ  َ ر

نكته ي3)بعضي از واژه ها دو تلفّظي است واژه اي كه در تلفّظ نسبت به تلفّظ ديگر يك هجا بيشتر بگيرد فقط يك واج بيشترز خواهد داشت و آن واج حتماً مصوت كوتاه است. صامت و مصوت در ادبیات

 

نوشته شده در دیدگاه‌تان را بنویسید

تعریف مسند

تعریف مسند

تعریف مسند

ساختار جمله هاي مسندي زبان فارسي سه رکن اصلي «مسنداليه»، «مسند» و «فعل رابط» هست. فعلهاي رابط، محدود و مشخص، و تشخيص آنها آسان است. در این مقاله از لرنیان درباره  اینکه تعریف مسند صحبت خواهیم کرد.

مُسنَد در دستور زبان فارسی، یکی از نقش‌هایی است که یک واژه یا گروهی از واژگان می‌توانند در جمله داشته باشند. ساخت جمله‌ای که مسند در آن به‌کار می‌رود، چنین است: «مسند الیه + مسند + فعل ربطی». مسند همواره، یا گروه اسمی است یا گروه صفتی یا گروه حرف اضافه‌ای مسند بیشتر اوقات همراه افعال اسنادی می آید و به‌ صورت بود و است و شد و گشت و گردید می‌آید. همچنین ممکن است مسند با افعال خاص هم بیاید مانند فعل های: کردن، ساختن، نمودن و گرداندن، و هچنین فعل هایی مانند پنداشتن و نامیدن و دانستن و دیدن و… .

مسند واژه‌ای است که خبری دربارهٔ مسندٌاِلَیه می‌دهد. در پاسخ چگونه؟ و چطوری؟ می‌آید.

تعریف مسند
تعریف مسند

مسند و مسند الیه چیست؟

به مجموعه کلماتی که معنی کامل و مستقلی را منتقل می‌کنند، «جمله» می‌گوییم. جمله‌هایی که بر زبان جاری می‌کنیم یا می‌شنویم، دو بخش دارند به نام‌های نهاد و گزاره. می‌توان چنین گفت که هر جمله خبری درباره کسی یا چیزی بیان می‌کند. با توجه به چنین تعریفی، می‌توانیم نقش نهاد و گزاره را در جمله تعیین کنیم. «نهاد» چیزی یا کسی است که درباره آن خبر می‌دهیم و «گزاره» نیز همان خبری است که درباره نهاد بیان می‌کنیم.

نهاد معمولاً‌ در یکی از دو قالب فاعل و مسند الیه بیان می‌شود. «فاعل» نهادی است که کاری انجام می‌دهد. برای مثال، در جمله «امیر رفت» امیر فعل رفتن را انجام داده یا در جمله «امیر نان آورد» امیر آوردن نان را انجام داده و نهادِ جمله است. در واقع، در این جمله‌ها گزاره خبری درباره فاعل داده است. اما «مسند الیه» نهادی است که از وضعیت و حالت آن خبر می‌دهیم. برای مثال، هنگامی که می‌گوییم «امیر شادمان است» درباره وضعیت امیر که نهاد (مسند الیه) است، خبری بیان می‌کنیم و «شادمان» مسند است.

مسند چیست
مسند صفت یا حالی که مسند الیه به آن نسبت داده میشود
برای پیدا کردن مسند ..‌ فعل جمله را با چطور چگونه سوالی میکنیم
مسند الیه چیست … غیر فاعلی که هرگاه فعل جمله رویدادن حالت رو نشان دهد به نهاد مسند الیه می گوییم
مثال
محمد از دست دوست خود ناراحت است
محمد مسند میشوند

ناراحت مسند الیه

و است فعل

یا مسند الیه کار انجام شده

مثل عرفان دوان دوان وارد مدرسه شد

مسند چیست کلاس هفتم

مسند در دستور زبان فارسی، یکی از نقش‌هایی است که یک کلمه یا گروهی از کلمات می‌توانند در جمله داشته باشند. ساخت جمله‌ای که مسند در آن به‌کار می‌رود، چنین است: «مسند الیه + مسند+ فعل ربطی». مسند همواره، یا گروه اسمی است یا گروه صفتی یا گروه حرف اضافه‌ای مسند بیشتر اوقات همراه افعال اسنادی می آید و به‌ صورت بود و است و شد و گشت و گردید می‌آید. همچنین ممکن است مسند با افعال خاص هم بیاید مانند فعل های:کردن، ساختن، نمودن و گرداندن. و هچنین فعل هایی مانند پنداشتن و نامیدن و دانستن و دیدن. و….

نوشته شده در دیدگاه‌تان را بنویسید

مصوت چیست

مصوت چیست

مصوت چیست

در مقاله امروز سایت لرنیان مصوت چیست را بررسی خواهیم کرد.برای معرفی صامت و مصوت مثال های بسیاری خواهیم زد و آن را در زبان انگلیسی نیز بیان خواهیم کرد.با ماهمراه شوید.

صامت

صامت به آن گروه از آواهای گفتاری گفته می شود که در ادای آنها جریان هوا پس از گذشتن از نای گلو، در نقطه ی میان گلو و لب ناگهان براثر مانعی متوقف می شود و با فشار از تنگنایی می گذرد یا از خط میانه ی دهلیز دهان منحرف می شود و یا یکی از اعضای گفتار بالاتر  از گلو را به اهتزاز در می آورد. شماره ی صامت ها در زبان فارسی لهجه ی مرکزی 23 است که عبارتند از

ء ب پ ت ج چ خ د ر ز ژ س ش ف ق ک گ ل م ن و هـ ی.

برای نشان دادن برخی از صامتها، چند نشانه (= حرف) به کار می بریم. مثلاً  ز ذ ض ظ  چهار نشانه ی متفاوت هستند که برای نشان دادن یک واج صامت به کار می بریم. مجموعه نشانه هایی (حرف ها) را که برای نشان دادن واج های ِ صامت به کار می بریم، در جدول صفحه بعد، به ترتیب معمول، همراه با  آنها ، می آوریم.

واج چیست؟

گفتیم که حروف الفبای فارسی برای بیان آواهای زبان فارسی به کار می‌روند. به هریک از این آواها «واج» (Phoneme) می‌گوییم. به طور دقیق‌تر، واج کوچک‌ترین واحد صوتی زبان است که توانایی تغییر در معنا را دارد. مفهوم توانایی تغییر در معنا را با یک مثال روشن می‌کنیم. دو واژه «سیب» و «جیب» را در نظر بگیرید. همان‌طور که می‌بینیم، تغییر واج «س» به «ج» معنای کلمه را تغییر داده است. همچنین، تغییر ضمه در «پُر» به فتحه، کلمه «پَر» را می‌سازد که معنایی متفاوت دارد.

نکته: حرف مربوط به نوشتار است و واج به گفتار.

واج‌ها را می‌توان در دو دسته قرار دارد: واج‌های صامت یا همخوان و واج‌های مصوِّت یا واکه. در ادامه، این واج‌های صامت و مصوت را معرفی خواهیم کرد. پیش از آن، بهتری است با چند اصطلاح آشنا شویم.

دستگاه تولید واج که شامل لب‌ها، لثه، دهان، نای و… را «واجگاه» یا به اصطلاح قدما «مخرج» می‌گویند. هر واجی که تولید می‌شود، واجگاه خاص خود را دارد. برای مثال، اگر به تلفظ واج «د» دقت کنیم، می‌بینیم که این واج زبانی-دندانی است، زیرا برای ادای آن نوک زبان با دندان‌ها برخورد می‌کند.

در کل در زبان فارسی 29 واج داریم که به دو دستۀ صامت ( 23 تا ) و مصوت ( 6 تا ) تقسیم می شوند.
خود مصوت ها هم به دو دستۀ کوتاه و بلند تقسیم می شوند.
مصوت های کوتاه همان فتحه و کسره و ضمه هستند ( ـَـ ، ـِـ ، ـُـ )
مصوت های بلند : آ ، ایـ ( ای ) ، او
بقیۀ حروف و صداهایی را که در فارسی داریم ، صامت هستند که تعداد آنها 23 تا است .
نکتۀ مهم این است که حروفی که تلفظ یکساند دارند ، یکی می شماریم ، مثلاً چهار حرف ( ذ ، ز ، ض ، ظ ) یک واج شمرده می شوند.
1 – الف ( همزه ) / ع
2 – ت / ط
3 – ح / ه
4 – ث / س / ص
5 – غ / ق
6 – ذ / ز / ض / ظ
7 – بقیه حروف مثل « ب / پ / ج / …

مصوت چیست
مصوت چیست

انواع واج چیست؟

به‌طور کلی می‌توان کوچک‌ترین واحد صوتی زبان را به دو دسته تقسیم کرد:

  • واج‌های همخوان یا صامت
  • واج‌های واکه یا مصوت

در ادامه هر کدام از این دسته‌ها را به‌طور جداگانه بررسی خواهیم کرد؛ اما لازم است پیش از آن، چند اصطلاح مهم را تعریف کنیم.

آیا می‌دانید مخرج یا واجگاه چیست؟ به دستگاه تولید واج، واجگاه یا مخرج می‌گویند. دستگاه تولید واج، لب‌ها، لثه، دهان، نای و … را شامل می‌شود.

در واجگاه، هر واجی که تولید می‌شود، جایگاه خاصی دارد. برای درک این موضوع، به مثال زیر توجه کنید!

به نحوه‌ی تلفظ واج (د) توجه کنید. برای تلفظ آن، لازم است نوک زبانتان به دندان برخور کند و از این جهت به این واج، زبانی _ دندانی گفته می‌شود.

نکته: مورد بسیار مهمی که در این جا لازم است به آن اشاره کنیم، در مورد واج‌هایی است که دارای واجگاه نزدیک به هم هستند. بدون قرار دادن فاصله، نمی‌توان این واج‌ها را در کنار یکدیگر قرار داد.

مصوت چیست

مثال: (س) و (چ) را در نظر بگیرید. واضح است که نمی‌توان این دو را در کنار یکدیگر تلفظ کرد و باید در بین آن‌ها فاصله وجود داشته باشد. این فاصله می‌توان یک مصوت باشد. چَشم مثالی واضح در این مورد است.

تشبیه بلیغ اسنادی x بخوانید...